ورود

Login to your account

Username
Password *
Remember Me

ترجمه روانشناسی - نظریه امید

وقتی با یک مانع مواجه می شوید چه می کنید؟ ایا تسلیم می شوید یا اینکه پافشاری می کنید و فعالانه  به دنبال راه هایی برای رسیدن به هدف تان هستید؟
معمولا اگر بتوانید راه دیگری برای رسیدن به هدف تان پیدا کنید آنگاه یک چشم انداز امیدوارانه به زندگی خواهید داشت.
بر طبق نظر روانشناس مثبت گرا چارلز ریچارد  اسنایدر (1944-2006) افراد امیدوار به موفقیت های بیشتری دست پیدا می کنند و از نظر روانی و فیزیکی سالم تر از افراد کم امیدتر هستند.
این مقاله نگاهی به نظریه امید اسنایدر می اندارد و این نکته را بررسی می کند  که امید چطور در رسیدن به هدف هایتان به شما کمک می کند. همچنین استراتژی هایی که برای استفاده از رویکرد مثبت باید در زمان های سخت استفاده کنید را بیان می کند.
در مورد نظریه
اسنایدر جذب ایده های امید و بخشش شده بود. او در کل شغلش کتاب هایی در مورد نظریه امید منتشر کرد و 262 مقاله در مورد اثری که امید بر روی جنبه هایی مثل سلامت، آموزش ، کار و موفقیت های شخصی می گذارد، منتشر کرد.
نظریه امید می گوید که سه چیز اصلی وجود دارد که باعث می شود تفکر امیدوارانه داشته باشیم
1.    اهداف : نگاه کردن به زندگی با دید هدف گرا
2.    مسیرها : یافتن روش های متفاوت برای رسیدن به اهداف تان
3.    عاملیت : باور به اینکه می توانید تغییر ایجاد کنید و به این اهداف برسید.
اسنایدر افراد امیدوار را کسانی می داند که می توانند اهداف روشنی را تعریف کنند و چند مسیر مفید و موثر برای رسیدن به این اهداف را تصور کنند و حتی وقتی که موانعی سر راهشان قرار می گیرد در راهشان ثبات داشته باشند.

اهمیت امید
اینکه حتی بهترین برنامه ها هم می توانند به بیراهه ختم شوند، یک حقیقت آشکار در زندگی انسان است. هر چقدر هم که استعداد یا مهارت داشته باشید، امید حالتی از ذهن است که در طی پیچ و خم های زندگی به شما کمک می کند و باعث می شود که در زمان های سختی زندگی بتوانید به جلو حرکت کنید.
نکته مهم این است که همانطور که خواهیم دید امید فقط یک احساس شاد نیست ، بلکه یک مکانیسم بقای انسانی است و نمی توانیم بدون آن به موفقیت برسیم.
ظرفیت ما برای تفکر امیدوارانه در اوائل کودکی شروع به توسعه یافتن می کند . ما از زمان تولد شروع به کنار هم قرار دادن رابطه ها( اینکه چه چیزی همراه با چه چیزی است ) می کنیم تا زمانی که یک درک از علیت پیدا می کنیم یعنی نظریه ای که می گوید یک چیز می تواند باعث چیز دیگری شود. این اساس تفکر " مسیرها " است که یک عنصر از نظریه امید اسنایدر است.
در حوالی یک سالگی " تولد روانشناسی" رخ می دهد و ما حسی از هویت پیدا می کنیم. این زمانی است که می فهمیم که  می توانیم باعث وقوع رخدادها شویم . این " تفکر عاملیت" است.
تفکر عاملیت و تفکر مسیرها همراه با هم به ما ابزارهایی که برای دنبال کردن اهداف نیاز داریم را می دهند. بر طبق تحقیق اسنایدر در سال 1999 ، افرادی که امتیاز بالائی در مقیاس امید دارند در رسیدن به اهداف شان در حیطه های دانشگاهی و ورزشی موفق تر از کسانی هستند که امتیازهای امید پاینی دارند. او می گوید که امید در عزت نفس و رفاه نقش بیشتری دارد.

استفاده از نظریه امید.
شما می توانید برای کمک به افراد در استفاده از بهترین فرصت ها از نظریه امید استفاده کنید و  از این طریق استعداد های آنها را در مسیر درست قرار دهید و باعث شوید که آنها در زندگی احساس رضایت بیشتری داشته باشند و اهداف معنادارشان را با قدرت دنبال کنند.
در بخش های بعدی ما به صورت مفصل نگاهی به هر کدام از سه عنصر نظریه امید خواهیم انداخت و استراتژی هایی را بررسی خواهیم کرد که می تواند برای کمک به افراد در رسیدن به اهداف شان استفاده شود.

مرحله 1: تشویق به تفکر هدف گرا
اهداف و تفکر هدف گرا اساس نظریه امید هستند.
اهداف می توانند بلند مدت یا کوتاه مدت باشند. آنها می توانند اعلام هایی مثل " می خواهم ارتقا پیدا کنم" باشند یا اینکه تصاویر ذهنی مثل تصور خودتان در حال زدن یک ضربه دقیق به توپ یا خواندن یک نوت بالا در گروه سرود باشد.
وقتی که  اسنایدر با سوژه های تحقیق مصاحبه می کرد متوجه شد که وقتی که هدف های آنها قابل حصول باشند ولی درجه ای از ابهام هم در هدف ها وجود داشته باشد، آنها بیشترین امید را دارند.
در مورد اهداف خودتان فکر کنید. آیا آنها قابل حصول و چالش برانگیز هستند؟ از هوش تان برای تعیین اهدافی که خاص، قابل اندازه گیری، قابل حصول، متناسب و دارای محدودیت زمانی هستند استفاده کنید. می توانید برای اینکه بفهمید که می خواهید به چیزی در زندگی تان دست پیدا کنید از برنامه ریزی موفقیت استفاده کنید و موفقیت های آینده را تصور کنید.
اگر شما در نقش رهبری قرار دارید کارمندان تان را تشویق کنید تا اینکه با استفاده از روش های ذکر شده در بالا اهدافی برای خود تعریف کنند یا اینکه با آنها کار کنید تا یک اظهارنامه وظیفه شخصی را بنویسند که تعیین می کند که باید به چه چیزی دست پیدا کنند.
جلسه آموزشی کوچک ما در مورد تنظیم اهداف برای اعضای تیم تان نکات و استراتژی هایی را در خود  دارد که می تواند برای انجام این کار استفاده شود .
مرحله 2: یافتن مسیرهای موفقیت
" تفکر مسیرها" به باوری اشاره دارد که می گوید شما می توانید برای رسیدن به اهداف تان  یک مسیر موثر پیدا کنید. هر چه در مورد یافتن مسیرها خلاق تر و مصمم تر باشد، احتمالا امیدئوارتر خواهید بود. اگر چیزی فراتر از کنترل شما راه شما را سد می کند، شما راه دیگری پیدا خواهید کرد.
در ابتدا نگاه به هدفی که دوستش دارید مثل کار کردن است. چه چیزی برای تبدیل این دیدگاه به واقعیت لازم است ؟ ابتدا فهرستی از مراحلی که باید بردارید تا هدف تان به واقعیت تبدیل شود را تهیه کنید.
اکنون موانع، پیچیدگی ها یا ریسک هایی که ممکن است در مسیر به وجود بیایند را شناسائی کنید و یک برنامه احتمالی تعیین کنید که شما را برای محتمل ترین آنها آماده می کند ( بخش های حل مسئله و خلاقیت ما به شما در یافتن مسیرهای دور زدن این مشکلات کمک می کند )
مرحله 3: ایجاد تغییر
" عاملیت" باور دائم شما در مرود این است که مسیرهایی که شناسائی کرده اید نهایتا به هدف مطلوب شما ختم می شود. اگر به طور دائم در طول مسیرها حرکت کنید به موفقیت می رسید.
وقتی که مسیر شما سد می شود تفکر عاملیت به شکل خاص مهم است. این به شما انعطاف و اراده حرکت به سمت مسیر متفاوت و موفق تری را می دهد.
اغلب مانع بزرگتر برای رسیدن به هدف نبود زمان است. مقاله ما در مورد یافتن زمان برای توسعه شخصی نکات و استراتژی هایی دارد که می توانید برای به دست آوردن زمان برای دنبال کردن اهداف تان از آنها استفاده کنید.
برای توسعه عادت های خوبی که به شما اجازه می دهند که به جلو حرکت کنید، زمان صرف کنید. مثلا ممکن است نیاز داشته باشید که زودتر از خواب بلند شوید تا برای درس های آموزش راه دور زمان مطالعه داشته باشید یا ایکه برای اینکه زمان بیشتری برای ورزش داشته باشید،مجبور شوید تلویزیون دیدن را متوقف کنید. به مهم ترین اهداف زمانی که نیاز دارند را ب اختصاص دهید.
اگر احساس می کنید که انگیزه تان کمرنگ می شود یک نقشه گنج یا یک دیدگاه وسیع تهیه کنید تا به عنوان یک یادآوری کننده عمل کند که به شما یادآوری می کند قصد دارید به چه هدفی برسید.
اهداف بلند مدت نیاز به ثبات بیشتری دارد. یادب گیرد که چطور تمرکز بلند مدتی داشته باشید تا بتوانید همچنان انگیزه تان را حفظ کنید حتی وقتی که هدف تان در چشم انداز دید شما قرار ندارد. از طریق استراتژی هایی مث تصویر سازی، تصدیق و تفکر مثبت استقامت بیشتری را به خودتان بدهید.
به اعضای تیم تان خودمختاری اعطا کنید تا  بتوانند تصمیم بگیرند که چطور باید اهداف شان را دنبال کنند و مطمئن شوید که منابعی برای حمایت از آنها  در این مسیر وجود دارد .بعد پیروزی های سریعی را در نظر بگیرید تا به خودتان و تیم تا اعتماد به نفس بدهد.

 

توجه: سایت ترجمه فوری صرفا با کسب اجازه از مشتری نمونه ترجمه ها را در سایت درج می کند.